محمد بن حسين البيهقي
1049
تاريخ بيهقى ( فارسي )
در خراسان واژهء رايجى است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 15 ) - لختى ميانه كرده بودند : اندكى دور شده و فاصله گرفته بودند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 664 شمارهء ( 5 ) ( 16 ) - معنى دو جمله : بدان گونه كه سلطان نزديك بود به تركمانان برسد . اگر بشتاب مىرفت ( 17 ) - مولازاده : بفتح اول و سكون دوم بزرگزاده يا مخدومزاده بمعنى بندهزاده نيز هست ( 18 ) - حسين على ميكائيل : گذشت در سابق ذكر اسير شدن حسين پسر على ميكائيل بدست تركمانان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 706 شمارهء ( 16 ) ( 19 ) - پره : بفتح اول كناره و طرف و كران ( 20 ) - چاشتگاه : ميانهء روز يا بهرهء نخستين روز - مقصود آنست كه مولازاده مىگفت بنهها را دو سه روز پيش انتقال دادهاند نه امروز چاشتگاه ( 21 ) - ايستاده : شده بود ( 22 ) - تفت : گرم و بشتاب ، قيد روش ص 937 ( 1 ) - شب را : در هنگام شب ( 2 ) - بدست و پاى بمرده بودند : سخت هراسان شده بودند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 224 شمارهء ( 4 ) ( 3 ) - رعب : بضم اول و سكون دوم ترس ( 4 ) - فزع : بيم ( 5 ) - نه : تقديم حرف نفى براى تأكيد در نفى فعل است ( 6 ) - علف : توشه و خورش ستور ( 7 ) - ضجر : بفتح اول و كسر دوم ملول و بىقرار ( 8 ) - نكت : بضم اول و فتح دوم جمع نكته بمعنى سخن پاكيزه ولى در اينجا مراد موضوعهاى مهم و دقيق و خلاصهء عرايض - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « ظاهرا يعنى خلاصههاى اخبار را از ديوان رسالت طلب كرد و از روى آن مطالب را شرح داد » ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 733 شمارهء ( 11 ) ( 9 ) - هزاهز : بفتح اول و كسر چهارم شور و غوغا ( 10 ) - بحاصل شدى : همانا بدست مىآمد ( 11 ) - چون بود : چگونه باشد ( 12 ) - لشكر سلطان : شايد لشكر سلطانى ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 13 ) - ملطفهء نهانى : نامهء مختصر پنهانى ( 14 ) - توقيعى : صفت نسبى از توقيع يعنى به امضاى سلطان آراسته ( 15 ) - عشوه : بكسر اول و سكون دوم فريب ص 938 ( 1 ) - و ديگر : ظاهرا دديگر ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) بمعنى دوم و ثانيا ( 2 ) - ما را بخواب كردهاند به شيشهء تهى : شايد مقصود اين باشد كه ما را به شيشهء خالى باده فريفته و غافل كردهاند - در صفحهء 444 جلد يكم امثال و حكم دهخدا آمده است « به شيشهء تهى در خواب كردن فريب دادن » ( 3 ) - خاموش ايستند : ساكت شوند ( 4 ) - به جايگاهى صعب كشيد : سخت شد - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « . . . تعليل حركت اميرست از نسا » ( 5 ) - نفير : بفتح اول و كسر دوم فرياد ( 6 ) - خوجان : بضم اول نيز نگاه كنيد به صفحهء 935 شمارهء ( 9 ) ( 7 ) - سورى : ابو الفضل سورى مشهور به صاحب ديوان حاكم خراسان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 692 شمارهء ( 10 ) ( 8 ) - معنى جمله : آخورهائى كه ساخته بودند خراب كرده بود ( 9 ) - احماد :